پاره ای از خاطرات سرزمین بهشت قسمت اول
سلام نفسم خوبی میخوام یه کم از خاطرات سفرمون و برات بگم تا یادت باشه که کجا رفتی و چقدر بهت خوش گذشته و تو چه سنی رفتی یکشنبه 26 شهریور یعنی تولد من به شمسی سال 91 که یه کادوی باحال از بابایی گرفتم فکرش و نمیکردم بابایی اینقدر رمانتیک باشه بلاست دیگه همه رو یه دفعه ای رو نمیکنه شوشو جونم مرسی خلاصه ساعت ده و نیم صبح پرواز داشتیم ساعت 6صبح رفتیم ترمینال و با اتوبوس همراه کاروانمون رفتیم فرودگاه امام ساعت یک ربع به دوازده رسیدیم فرودگاه نجف هوا 40 درجه بالای صفر بود ولی قابل تحمل البته همون روز اول گرم بود به بعدش خدا رو شکر خوب شد ساعت یک و نیم رسیدیم هتل التیسیر که نزدیک حرم بود تازه هم باز سازی شده بود خدا روشکر خیلی تمیز بود مدیر هتل برا...
نویسنده :
مامانی
17:34



