حسین حسین ، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره

ادم برفی کوچولو

از خوابیدن پسر تا تولد پدر

1391/7/11 14:30
نویسنده : مامانی
183 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ناز دلم خوبی مامان فدات دیشب بعد از مدتها تو تختت خوابیدیخواب اونم به زور از ساعت ده و نیم رفتیم تو اتاقت تا ساعت یک و نیم البته وسطاش میومدی یه سر بیرون دوباره میرفتی تو تختت اولش یه کم با هم بازی کردیم من نوشتن اسمت و بهت یاد دادم اینقدر با نمک نوشته بودی که من و بابایی تا کلی وقت یادمون میفتاد می خندیدیمقهقهه بعدشم به بهونه ی فرشته ی مهربون و جایزه بالاخره خوابت برد فرشتهواسه دفعه ی اول بعد از مدتها بد نبود ولی باید سعی کنی بهتر بشی باشه ناز دلم دیشب داشتم فکر میکردم دو هفته ی دیگه تولد باباییه و چی براش بخرم میخواستم براش تولد بگیرم یعنی کیک بخرم و مامانی و دعوت کنم ولی بعدش تقویم و نگاه کردم دیدم تولد بابایی مصادف شده با شهادت امام جواد علیه السلام دیگه دلم نیومد واسش تولد بگیرم ولی براش کادو و یه شاخه گل میخرم ولی موندم چی بخرم واسه اقایون کادو خریدن خیلی سخته اخه میخوام هم خوشگل باشه هم ارزوننیشخندچند وقته پیش بابایی میخواست برا خودش فلش بخره ولی نشد احتمالا برم براش فلش بخرم کربلا که بودیم با پولی که بابایی بهم داده بود من فقط دوتا تسبیح سنگی خریدم و رفتم حرم امام حسین و حضرت ابوالفضل متبرکش کردم یکی واسه خودم یکی هم واسه بابایی اینم میخوام بهش بدم البته نمیدونه من اینو خریدم خودمم میخواستم روز تولدش بهش بدم فکر کنم کلی خوشحال شه اخه هی غر میزد که تو چرا هیچی واسه خودت نخریدی اگه ببینه دوتا خریدم واسه خودم و خودش اونم تبرک شده کلی ذوق میکنه دوست دارم نفس مامان ماچمحسن جونم عاشقتم فدای تو با همه ی خوبیهات ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان ريحان جيگر
11 مهر 91 14:34
مامان نفس طلایی
12 مهر 91 15:24
افرین بر پسر و تولد پدر مبارک ... ما هم سالگرد عقدمونه نمی دونم چی بخرم ...؟