یه حادثه ی تلخ و...
سلام گل نازم...بمیرم دیروز چه روز بدی بود برات البته برا هممون سر ظهر داشتی تاب بازی میکردی یه دفعه ای تاب چپه شد باصورت اومدی روزمین تمام بینی و لب و دندونت پر از خون شد بینی و لبات که الان حسابی ورم کرده کلی گریه کردی بمیرم الاهی که اینقدر درد کشیدی خدارو شکر که بینی و دندونات نشکسته فقط ضربه دیده و کبود و کوفتگی...سریع برات صدقه گذاشتیم البته بابایی جون صبح به صبح که بلند میشه صدقه میزاره کنار ولی میگن بعداز یه اتفاق سریع یه صدقه نیت کنید و بزارید کنار...ناهارمونم حسابی سرد شده بود از دهن افتاد یه پلو سبزی توپ گذاشته بودم سوپ درست کرده بودم ژله دورنگ که عاشقشی درست کرده بودم بردمت سر میز که اروم بشی تا چشمت به غذاها افتاد جیغت بیشتر رفت ب...
نویسنده :
مامانی
2:47






