از هر دری سخنی
سلام عزیزم خوبی پسرکم خدا روشکر بهتری ولی هنوز خوبه خوب نشدی باید بیشتر مراقب خودت باشی ناز دلم دوشنبه شب شهادت امام جواد بود من رفتم برای اخرین بار بازدید ضریح وای محشری بود خیلی شلوغ بود ولی می ارزید ساعت 8 شب رسیدم خونه بعدش رفتیم خونه ی دوست بابایی روضه شما هم تارسیدی سرت و گذاشتی روپام لالا کردی
تا موقع شام خدا روشکر پسر خیلی گلی بودی
شب شهادت تولد بابایی جونتم بود ولی به احترام امام جواد تولد نگرفتیم عوضش و امشب در اووردیم ولی خیلی ساده اخه مامانت کلا خیلی ساده زیسته
رفتیم براش فلش و صندل خریدیم از کیکم خبری نبود چون کلا ما رژیم داریم برامون خوب نیست
ولی یه گل خییییییییییلی ناز براش خریدم دورت بگردم دیشب تو هم تولد بابایی رو بهش تبریک گفتی قند تودل بابایی اب شد
قیافشم اینجوری شده بود
چهار شنبه سالروزبهترین و عاشقانه ترین و مقدس ترین زندگی عالم حضرت علی و حضرت زهرا بود این روز بر همه مبارک انشاالله به برکت ایشان و زیر سایه ی اهل بیت همه ی ما زندگی خوب و خوشی داشته باشیم راستی برات یه کفش ناز و یه لباس و بلیز و شلوار توخونگی برات خریدم که شد 70 تومن ناقابل مخم سوت کشید یه لباس ناقابل بچه چیه تازه خوبه برات مارک دار نخریدیم اخه این مدل لباسا عکسا و نوشته های عجق وجق روش داره برا همین ما هم هیچ وقت این مدلی برات نمیخریم تا از کوچیکی عادت کنی به درست پوشیدن نه تقلید از فرهنگ مبتذل غرب عزیز دل مامان ... سه شنبه بعد از ظهر خاله فاطی و سجاد و مبین اومدن خونمون خیلی خوش گذشت مخصوصا به تو هم کلی با سجاد بازی کردی هم کلی...دوتاییتون اینجوری شده بودین .

یه کیک شکلاتی ویه ژله ی خوشمزه هم درست کردم اخه تو سجاد عاشق کیک و ژله اید چهار شنبه هم خاله جون و ریحانه جونم اومدن خونمون کلی با هم دیگه بازی کردین ولی اخرش... دوباره مثل شکلک های بالایی شدید ولی کلا خوش گذشت امروزم اگه مامان جون اینا نرن مشهد ممکنه ما بریم تهران خونشون و اینکه جنابعالی از دیشبه هوس استخر کردی میری وان حموم و اب میکنی با مایو و جلیقه نجات و عینک و کلاه و کلی اسباب بازی میپری توش کلی براخودت بازی میکنی مامان دورت بگرده عسلکم چندتا عکسم از مبین کوچولو برات میذارم دوست دارم مامانی جونم عاشقتم ناز دلم میبوسمت





از هر دری سخنی
